*سماع*
و فانوس دريايی
اصولی از هذيان هاي
زيبايی خواهد شد.
ادامه
*مشق شبانه 10*
بغض شکسته چشاشو تر می کرد.
دلش تنگ بود
ادامه
*مشق شبانه 9*
زئوس و دختری با رگهای آشفته
ادامه
*قطعه قطعه شدن
تا کلمه
*
و کلمه خدا را آفريد و خدا انسان را و من را پيش از نامگذاری با مطلق ها آراست
تا رفتن و ساختن و جايی برای بالآخره رسيدن
که به هر حال
ادامه
*تصوير*
دشواری نامت
يک شانه اشک
تاروپودی قديمي
و ميراثي
از حبابهاي
عريان بود
ادامه
*بر تهی گاه اهورا و حوالی رانده شده*
زيبايی چه وزن سنگينی دارد
ادامه
* ( غزلک )*
چلچله چرخشی ، فهم جهان بر توداد
فهم جهان برتراز , بخشش پروردگار
ادامه